|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 0:31 توسط عاطفه مرآتی
|
|
||
|
|
|
|
|
آیا آتش بس، اثری است که سطوح فکر افراد جامعه را بالا میبرد؟ آتش بس چه میگوید که طرز فکر افراد جامعه باید با آن بالا برود؟ این ارتقای فکر، به چه صورت و به وسیله چه نیروی بالا برندهای تحقق مییابد؟ به وسیله فیلمنامه و حرفهایی که از زبان شخصیت بیرون میآید یا با قدرت تأثیر یک اثر هنری و ساختار مستحکم و مؤثر، و فرم خاص آن؟ آیا اساسا فیلمها قدرت بالا بردن سطح فکر افراد جامعه را دارند؟
بدیهی است که مواد آموزشی، در صورت جذب و عمل، جامعه را بیدارتر و آگاهتر میکنند آیا آتش بس فیلمی آموزشی است یا اثری سینمایی که هدف آن، طنز، تفریح، لذت و سرگرمی است؟ فیلم آتش بس، با مراجعه یک زن جوان به روانشناس و شرح ماجرای خود و همسر کارخانهدار جوان و امروزیاش و بحرانهای زندگی زناشویی آن دو آغاز میشود. در جای جای فیلم، گفتوگوی این دو، شرح رویدادها و عدم آگاهی کودک درون، اجازه دادن به سرکشیهای کودکانه، نظیر لجبازی، پنهان کاری، زورگویی و کنترل آنها، موجب وقوع بحران شده است. آنان میخواهند خود را بر دیگری تحمیل کنند و بالاخره مرد و زن در پی مشورت با روانشناس، دورهای از تنها ماندن موقت را تجربه میکنند تا با کودک درون خود آشتی کنند و ضمنا افراد بالغ، حقوق طرف مقابل را به رسمیت بشاسند.
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 14:13 توسط عاطفه مرآتی
|
|
||
|
|
|
|
|
پيشگفتــار اريک فروم1 روانکاو و انديشمند بزرگ معاصر در کتاب خود روانکاوي و دين از دو نوع تجربة ديني نوع خواهانه و تجربة ديني خودکامه سخن گفته است اريک فروم تجربة ديني نوع خواهانه را اينگونه تعريف کرده است که به انسان همچون موجودي مينگرد که عليرغم محدوديت ها و جبرهاي حاکم بر وجود نسبي اش در اين جهان لايتناهي، توانايي بالقوه اي جهت نزديک شدن به مطلق دارد و مبتني بر اين باور است که انسان جانشين شايستة خدا بر زمين است و تجربة خودکامه را اينگونه معرفي کرده است که به انسان همچون موجودي مينگرد که به طرز رقت باري ناتوان و گنهکار و حقير در برابر خدا که گويا صرفاً قدرتي است قهار و بي نهايت دور از او. براي مثال مسيحيت قرون وسطي را خودکامه و تمامي اديان در صور راستين خود را نوع خواهانه ميداند. با توجه به اين دو تجربه فيلمي به نام "فرانچسکو" (فرانچسکو پايه گذار فرقه اي مسيحي مبتني بر سه اصل فقر، تقوي، تسليم) اثر ليليلنا کاواني را مورد مطالعه و تحليل قرار ميدهم تا مشخص شود اين کدام يک از منش هاي ديني فروم در اين فيلم نمود پيدا کرده است و همچنين در مقابل اين فيلم به فيلم "يک محکوم به مرگ گريخته است" اثر روبر برسون پرداخته ميشود. مقدمـه روانکاو و انديشمند بزرگ معاصر اريک فروم در کتاب خود "روانکاوي و دين" از نياز ديني به مثابة نياز اجتناب ناپذير انسان «به يک الگوي جهت گيري و مرجعي براي اعتقاد و ايمان» سخن ميگويد و در تداوم انديشه هاي خود در ديگر آثارش، تجربيات ديني انسان در طول تاريخ را تجزيه و تحليل نموده و آنها را متمايز به دو نوع کلي دانسته است: تجربة ديني نوع خواهانه که به انسان همچون موجودي مينگرد که عليرغم محدوديت ها و جبرهاي حاکم بر وجود نسبي اش در اين جهان لايتناهي، توانايي بالقوه اي جهت نزديک شدن هر چند بي پايان به مطلق دارد؛ و مبتني است بر اين باور و ايمان که انسان جانشين شايستة خداست بر زمين و خداوند جلوه اي است عالي و مطلق از کمالات و توانايي هايي که انسان مي تواند آنها را با گسترش رابطه اش با خود، با همنوعان و با ديگر آيات جهان هستي، از راه تفکر، خلاقيت و عشق، تحقق بخشد؛ و در مقابل، تجربة ديني خودکامه که به انسان همچون موجودي مينگرد «به طرز رقت باري ناتوان» و گنهکار و حقير در برابر خدا که گويا صرفاً قدرتي است قهار و بي نهايت دور از او؛ و مبتني بر اين حکم است که انسان، به دليل وجود ناقص و ناکاملش همواره در معرض آلودگي به گناه قرار دارد، نميتواند در راه تحقق هرچند نسبي جلوه اي از کمال مطلق در وجود خود تلاش کند و تنها بايد بگونه اي انفعالي و با حالت توام با اندوه و احساس گناه تسليم به پذيرش حقارت خود شده و همواره تن به رنج بسپرد تا شايد بخشوده شود (فروم، روانکاوي و دين: 1950). بدين گونه، انساني با ايمان مبتني بر تجربة نوع خواهانه، به زندگي همچون موهبتي الهي و فرصتي ارزشمند جهت حرکتي فعالانه به سوي يگانگي مجدد با زيبايي و کمال مطلق مينگرد و از اين رو بگونه اي مسئولانه بدان عشق مي ورزد، حتي آنگاه که لاجرم روياروي رنج و مرگ قرار ميگيرد، و اما انساني با کشش مبتني بر تجربة خودکامانه، به زندگي، با نگاهي ترس آلود و مضطرب، همچون امکاني براي شرارت و گناه مي نگرد و از اين رو بگونه اي عاري از مسئوليت از آن مي گريزد و عشقي انفعالي به رنج و مرگ نجات بخش را جايگزين عشق به زندگي ميکند. فروم تمامي اديان را در صور راستين و اصيلشان، نمونه هايي از تجربة ديني نوع خواهانه ميداند و در مقابل، مسيحيت قرون وسطي و مسيحيت کالوين و لوتر2 را نمونه هايي از تجربة ديني خودکامه قلمداد ميکند و نيز استالينيسم و نازيسم را به دليل ماهيت قدرت پرستانه و مبتني بر منش سادو- مازوخيستي3 آنها، صور ديگري از اين نوع تجربه در جهانٍ معاصر ميداند (لوتر و کالوين، گريز از آزادي:1941). در سينماي هنري، بسيارند آثاري که براساس و يا تحت تأثير نگرشي ديني به انسان و مسائل زندگيش پديد آمده اند؛ و در اين آثار نيز، نمودهاي هر يک از دو تجربة ديني ذکر شده را ميتوان دريافت.
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 11:18 توسط عاطفه مرآتی
|
|
||
|
|
|
|
|
مطبوعات ايران از آغاز تا پيروزي انقلاب مشروطه اولين روزنامه در ايران به نام “ كاغذ اخبار” در سال 1253 قمري، مطابق با سال 1837 ميلادي، به همت ميرزا صالح شيرازي، در تهران منتشر شد. وي جزو اولين گروه دانشجوياني بود كه توسط عباس ميرزا براي تحصيل به اروپا اعزام شده بود. هدف از انتشار روزنامه را مي توان در چند سطر آغازين اولين مقاله روزنامه يافت: چهارده سال پس از كاغذ اخبار، دومين روزنامه فارسي زبان به نام “وقايع اتفاقيه” در سومين سال سلطنت ناصرالدين شاه، به همت ميرزاتقي خان امير كبير منتشر گرديد. از آنجا كه صدر اعظم و وزير نظام مؤسس اين روزنامه بود، آن را هم مي توان روزنامه اي زاييده دربار دانست. واقعيت آنكه در شرايط استبدادي آن روزگار، پذيرفتني نبود كه روزنامه اي خارج از چارچوب دربار و كنترل شديد بر محتواي آن، منتشر شود. اولين شماره روزنامه، خط مشي آن را نشان مي دهد: " از آنجا كه همت ملوكانه مصروف به تربيت اهل ايران و استحضار و آگاهي آنها از امورات داخله و وقايع خارجه است، لهذا قرار شد كه هفته به هفته احكام همايون و اخبار داخليه مملكتي و غيره را كه در دول ديگر گازت مي نامند در دارالطباعه زده شود…." تأكيد هر دو روزنامه با فاصله زماني حدود چهارده سال به تربيت مردم ايران، نشان دهنده نوع نگاه و نگرش حاكمان نسبت به مردم است. بررسي گذراي محتواي آشكار روزنامه نشان مي دهد كه فقط اخباري براي آگاهي و تربيت اهالي مملكت محروسه چاپ مي شدند كه حاكميت استبدادي وقت را توجيه كند و از نظر تبليغاتي يه سود آنان باشد. «پس از چندين سال روزنامه وقايع اتفاقيه جريده منحصر به فرد ايران ماند و قدم جديدي در توسعه مطبوعات و روزنامه نگاري برداشته نشد.» ده ساله دوم سلطنت ناصرالدين شاه از منظرهاي گوناگون شاهد تغيير و تحولات عميقي بود. پيدايش مدارس جديد و رسوخ افكار اروپايي و رونق صنعت چاپ، تنور خواندن و نوشتن را در كشور اندكي گرم كرد. «براي اولين بار در ايران، نشر و توزيع افكار عقايد از دو طريق بين طبقات مختلف انجام گرفت؛ يكي طريقه قديمي ارتباطات شفاهي كه شامل ارتباطات فردي، گروهي، سخنراني ها، دوره ها و انجمن ها مي شد و ديگري كه براي محيط ايران تازگي داشت، نشر كتاب، جزوه، اعلاميه و روزنامه بود.» اگر ميرزا صالح را اولين و ميرزا تقي خان اميركبير را دومين مرد مطبوعات ايران بناميم، به طور يقين رتبه سوم، متعلق به ميرزا حسين خان مشيرالدوله معروف به سپهسالار است كه خدمات دولتي را در زمان اميركبير و با سمت سفير ايران در عثماني آغاز كرد. شخصيت مطبوعاتي برجسته سپهسالار، مديون دو عملكرد منحصر به فرد اوست؛ تأسيس اولين نشريه تخصصي و چاپ اولين روزنامه تخصصي در ايران كه به رؤيت عوامل سانسور شاه رسانده نشد. روزنامه وقايع عدليه به دليل اين كه از قانون سخن مي گفت، اين توهم را به وجود آورد كه دولت مي خواهد با ايجاد قوانين تازه، بدعتي در دين بگذارد و بدعت هم، بر خلاف شريعت است. به همين دليل، اين روزنامه بعد از چند شماره تعطيل شد. ايجاد روزنامه اي به دو زبان فارسي و فرانسه به نام «وطن» اقدام مهم ديگر سپهسالار است. در فضاي خفقان ناصرالدين شاهي انتشار روزنامهاي كه از آزادي، قانون، ترقي، مساوات و تملق نگفتن سخن بگويد، مجازاتي جز بسته شدن نداشت. به محض آنكه سر مقاله روزنامه وطن را براي شاه خواندند، شاه فرمان توقيف و جمع آوري و معدوم كردن تمام نسخه هاي آن را صادر كرد. نخستين شماره اين روزنامه، آخرين شماره آن نيز بود. ممكن است چنين به نظر برسد كه سپهسالار با بسته شدن روزنامه هايش در رسيدن به اهداف خود شكست خورد، ولي شكي نيست كه آنچه در سال 1324 قمري اتفاق افتاد، ريشه در سال هايي دارد كه سپهسالار اصول قانونگرايي و مفاهيم آزادي بيان و مطبوعات را در جامعه مطرح كرده بود.
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 23:32 توسط عاطفه مرآتی
|
|
||
|
|
|
|
|
تبلـیغات اینتـرنتی مطالعة تأثير تبليغات اينترنتي بر ميزان خريد عاطفه مرآتی[1] چکـــيده من کار تحقيقم را در حوزة فضاي مجازي بر تبليغات اينترنتي بنا کرده ام، و قصد دارم در این مقاله به مطالعة تأثير تبليغات اينترنتي بر ميزان خريد متمرکز شوم و در واقع مطالعه ای موردی در این زمینه انجام دهم تا به طور دقیق تر بتوان به بررسی تبلیغات اینترنتی پرداخت. قالب مقاله به اين ترتيب است که در ابتدا مقدمه اي دربارة پيدایش و شکل گیری اینترنت بخصوص ظهور اینترنت در ایران و همچنین دربارة تبليغات اينترنتي و معرفي آن به همراه اهميت مطالعة تبليغات اينترنتي بيان مي شود. و همچنين سؤالاتي مطرح مي شود که به آنها پاسخ داده خواهد شد سؤالات مطرح شده از اين قبيل اند که: چرا اینترنت متولد شد؟ در واقع فلسفه ی وجود اینترنت چیست؟ مشکلات سايتهاي فارسي در جذب آگهي چيست؟ و اينکه اين نوع تبليغات تا چه اندازه مورد توجه مخاطبين واقع مي شود؟.
در ادامه رويکرد نظري را مطرح مي کنم که در اين مقاله از رويکرد نظري اثرهاي تجربه مصنوعي استفاده مي کنم که به طور خلاصه به اين معنا است که فيلم، تلويزيون و کامپيوتر با دستکاري و تنظيم مجدد محتوا و فرآيندهاي تجربة ارتباطي، بر درک و فهم مخاطب از واقعيت اثر مي گذارد. در ادامة کار توضيحات بيشتري دربارة اين رويکرد نظري داده مي شود و همچنين فرضيه به اين شکل مطرح مي شود که به نظر من سهم آگهي هاي ارتباطاتي (که شامل کامپيوتر و لوازم و نرم افزارهاي آن، موبايل و تلفن و الکترونيک است) بيش از همه است چون استفاده کنندگان از رسانه غالباً مخاطبان خاص هستند (و منظور از مخاطبان خاص کساني هستند که داراي تحصيلات عاليه و داراي مهارت در استفاده از کامپيوتر هستند و همچنين ساکن تهران و خارج از کشور هستند.) در نتيجه تبليغات نيز متناسب با نياز آنها ارائه مي شود و ديگر اينکه ميزان خريد محصولات تبليغ شده از اينترنت کم است و اين خريد ها نيز مختص به آگهي هاي ارتباطاتي است و تبليغاتي که به شکل بنرهاي متحرک (انيميشني) هستند توجه کاربران را به خود بيشتر جلب مي کند. و در انتها به مطالعه موردی خود می پردازم که برای تجزيه و تحليل پرسشنامه ای که تهیه دیده ام از نرم افزار spss استفاده می کنم. و همچنين به پرسش هاي مطرح شده پاسخ داده مي شود و در آخر نيز نتيجه گيري بيان مي شود.
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 16:53 توسط عاطفه مرآتی
|
|
||
|
|
|
|
|
فرا رسيدن سال ۱۳۸۷ ه.ش مبارک باد.
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 9:18 توسط عاطفه مرآتی
|
|
||
|
|
|
|
|
محمد البرادعي: تعامل با ايران به نفع همه است. جام جم آنلاين: "محمد البرادعي" مديرکل آژانس بين المللي انرژي اتمي در مراسم گشايش نشست امروز شوراي حکام گفت:"تعامل با ايران به نفع همه است." وي تاکيد کرد: اعتماد تنها از راه مذاکره ايجاد مي شود و اين مسيري هم به نفع ايران ، هم به نفع منطقه و هم به نفع جامعه جهاني است.
به گزارش خبرگزاري مهر، البرادعي در اين نشست كه امروز دوشنبه در وين گشايش يافت، افزود: آژانس قادر به راستي آزمايي از فعاليتهاي هسته اي با ايران بوده و هيچ سند و نشانه اي از ارتباط اين فعاليتها با اقدامات نظامي به دست نيامده است. وي افزود: همانطور که در گزارش اخير خود ذکر کرده ام آژانس در حال حاضر قادر است تمام سوالات باقيمانده اي را که بر اساس طرح اقدام مشخص شده بود ، پايان يافته اعلام کند و ما در موضعي هستيم که مي توانيم تصحيح و تکميل اطلاعات لازم را در مورد آنها از سوي ايران اعلام نمائيم. وي گفت: در نتيجه اقدامات ماههاي اخير، آژانس قادر شد تا تائيد کند که گستره برنامه غني سازي و فعاليت هاي مربوط به توليد سانتريفيوهاي p۱ و p۲ به عنوان مهمترين بخش از سوالات باقيمانده به طور کلي حل و فصل شده است و آژانس از ماهيت فعلي برنامه هاي اعلام شده و چشم انداز آينده آن بر اساس الگوهاي صلح آميز اطمينان يافته است. البرادعي در مورد بخش موسوم به "مطالعات ادعايي" ادامه داد: آژانس هيچ نشانه اي دال بر ارتباط مواد و تجهيزات هسته اي ايران با مواردي که در مطالعات ادعايي طرح شده، نيافته و هيچ سند و اطلاعات معتبري مبني بر تائيد اين ادعاها بدست نيامده است. مديرکل آژانس خاطرنشان كرد که ايران در برخي از مسائل مهم پيشرفت هاي زيادي داشته است و اين شفاف سازي بايد ادامه يابد. وي گفت: موضوع دلگرم کننده اي وجود دارد و آن اين است که آژانس موضوع باقي مانده ديگري را در دست ندارد. روش اثبات گرایانه _______________________________________ دیدگاه پوزیتیویستسی مبتی بر روشهای آماری است و با اسقرا از داده های به دست آمده به نتیجه گیری می رسد که نتیجه قاعدتاً کمی خواهد بود. اثبات گرایی قدیمی ترین روش است که دکارت در این حوزه بسیار مؤثر بوده است، در این روش عینی کردن مقوله ها، شاخص پیدا کردن و گویه ای کردن مقوله ها دنبال می شود و به دبنال یک نگاه علّی گرایانه است و می خواهد مقوله ها را در قاعده ی ریاضی قرار دهد(عاملی:۸۶). بر این اساس با نگاه پوزیتیویستی به این خبر مقولاتی چون انرژی اتمی، غنی سازی اورانیوم، تجهیزات هسته ای ایران مهم می شود. به لحاظ محتوایی نیز تحلیل محتوای کمی خبر اهمیت می یابد. تحلیل محتوایی که اساساً به سوال چه می گوید پاسخ می دهد.مثلاً اینکه در این خبر چقدر کلمه ی غنی سازی در کنار کلمات دیگر ی مثل تجهیزات هسته ای ایران، سند معتبر به کار رفته است. منتقدین روش پوزیتیوستی با بیان این مطلب که پوزیتیویسم واقعیت را بسیار عددی می کند سایر روش های مطالعه را که کیفی تر هستند را پیشنهاد می کنند. روش تفسیری _______________________________________ روش تفسیری که متاثر از سنت وبر است فرد و انگیزه هایش جایگاه مهمی پیدا می کنند. وبر با اشاره به تفسیر عقلانی توضیح می دهد که معنی و علل انجام یک عمل را با توجه ارزشهای گروه یا زمان می توان تفسیر کرد، روش های تفسیری نمی توانند با عدد رابطه ی متغیرها را بیان کند و یک فضای بیان و توضیح و تفسیر است همچنین روش های اکتشافی است و می خواهد آن معنایی که اتفاق افتاده است را توصیف دقیق تری کند(عاملی:۸۶). بر این اساس اگر بخواهیم این خبر را مورد مطالعه قرار دهیم باید در پی تحلیل علل و انگیزه ها و ارزشهای گروهی باشیم که مسئله ی هسته ای ایران را این چنین برجسته کرده اند و تبدیل به یک موضوع سیاسی داغ کرده اند برای درک این پدیده از دیدگاه تفسیری در پی درک متنیتی با تمام ارزشها و نرم هایی هستیم که انگیزه ی انجام عملی را ایجاد می کند. روش انتقادی _______________________________________ در اين روش كه مربوط به انديشه هاي انتقادي مارکس به طبقه اجتماعي در نظام سرمايه داري مي باشد. انتقاد گراها - همچون مطالعات تفسيري – مطالعات پوزيتويستي را در فهم جايگاه فرد و موقعيت اجتماعي فرد در جامعه ناکارآمد مي دانند. علاوه بر توجه به معنا – انتقادگراها بر عامل اقتصاد اجتماعي و ابعاد سياسي در فهم واقعيت هاي اجتماعي تاکيد دارند. از نظر انتقاد گراها – هدف اصل پژوهش فهم ”ساختارهاي قدرت“ و رابطه آن با جامعه است. از نگاه انتقاد گراها – رسانه ها – مهمترين منبع کنترل اجتماعي هستند. در واقع فرد براي عضويت در ”حس مشترک“ يا همراه با ”وجدان جمعي“ بيان شده – ابراز از خواسته هاي خود مي کند که لزوما ”خواسته واقعي“ او نيست( عاملي،۸۵). در طی چند سال اخیر که موضوع هسته ای برجستگی خاصی پیدا کرده است و موجب نگرانی ملت ایران شده است، رسانه با انتشار این اخبار مهمترین منبع کنترل به حساب میآید و این خبر میگوید که بطور قطع پرونده ی هسته ای ایران رو به بسته شدن است و جای نگرانی نیست. روش پست مدرن _______________________________________ مدرن بودن يعني اسير شدن در چنگِ سازمانهاي بوروكراتيكِ عظيمي كه قادر به كنترل و غالباً قادر به تخريبِ همهي اجتماعات، ارزشها و جانها هستند؛ و با اين همه دست بسته نبودن در پيگيريِ عزم ِ راسخ ِ خويش براي مقابله با اين نيروها، جنگيدن به قصدِ تغيير ِ جهانِ اين نيروها و تصاحبِ آن براي خودمان. این روش تعریف مشخصی ندارد و ورای سه نگاه قبل است و تمام تعریف های قبل را با سئوال مواجه می کند و قطعیت ها را وارد شک می کند و معتقد است اساسا تعمیم دادن فهم امکانپذیر نیست و تاکید می کند دانش در یک روند تاریخی شکل می گیرد. معتقدند دانش از یک قدرت تفسیر برخوردار است و نمی تواند به همه جزئیات دست پیدا کند .در نتیجه همه تفسیرها می تواند به طورنسبی درست باشد( عاملی:۸۵). مخاطب می تواند با رویکرد مختص به خود پیام را دریافت و تفسیر کند مخاطب و دریافت کننده پیام های رسانه ای با توجه به موقعیت و تجربیاتی که دارند می توانند تفسیر متفاوتی از پیام داشته باشند که با توجه به رویکرد پسامدرن همه تفسیر ها به طور نسبی معتبر هستند. منابع: ۱. مطالب کلاسی درس فلسفه ی رسانه های جمعی دکتر عاملی ( سال های ۸۵و ۸۶ ) ۲. تجربهي مدرنيته ،مارشال برمن، مترجم: مراد فرهادپور،انتشارات طرح ِ نو، ۱۳۷۹
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 15:50 توسط عاطفه مرآتی
|
|
||
|
|
|
|
|
خبر: نصب تجهيزات گاز مايع LPG براي کليه خودروها ممنوع شد. جام جم آنلاين: با ابلاغ مصوبه شوراي عالي اقتصادي و برنامه ريزي کشور، نصب تجهيزات استفاده از گاز مايع LPG براي کليه خودروها ممنوع شد.
به گزارش خبرگزاري مهر، در ابلاغيه معاون اول رييس جمهوري به وزارت نفت آمده است: شوراي عالي مديريت و برنامه ريزي اقتصادي درخواست وزارت نفت در خصوص تعيين قيمت عرضه گاز مايع LPG براي سوخت خودروها در داخل کشور را به استناد تبصره 1 ماده 8 آئين نامه اجرايي تبصره 13 قانون بودجه سال 1386 مورد بحث و تبادل نظر قرار داد و تصميمهايي اتخاذ کرد. براساس اين ابلاغيه، وزارت نفت مکلف است پس از اعلام و اطلاع رساني کافي، از ابتداي دي ماه سال جاري درمراکز سوخت گيري، گاز مايع LPG صرفا به خودروهاي عمومي (تاکسي هاي دارانده امکانات استفاده از گاز LPG )، عرضه نموده و براي خودروهاي مذکور کارت سوخت مايع LPG صادر کنند. همچنين از تاريخ ابلاغ اين مصوبه، نصب تجهيزات استفاده از گاز مايع LPG براي کليه خودروها ممنوع مي باشد. در اين ابلاغيه آمده است: وزارت نفت مکلف است سهميه بنزين تاکسي هايي که داراي امکانات استفاده از سوخت گاز مايع LPG مي باشند را بر اساس زمان بندي شده تا پايان سال جاري کاهش دهد.
برای جلوگیری از فهم کامل یک متن موانع گوناگونی بر سرراه وجود دارد که یکی از آن ها بی دقتی مخاطب است که در اینجا متن خبری است درباره نصب گاز مایع در خودروها که اگر به درستی و دقت خوانده نشود مخاطب میتواند هر نوع گاز مایعی را برای خودرو ممنوع تلقی کند؛ یکی دیگر از موانع فهم عدم داشتن اطلاعات پیشین است و همچنین اطلاعاتی که غلط در ذهن شکل گرفته اند نیز از موانع فهم به حساب می آیند، این موانعی که گفته شد مربوط به خواننده ی متن بود در صورتی که خود خبر هم میتواند ایجاد کننده موانع فهم باشد مثل این خبری که در بالا آمده است که درون خودش دارای ابهام و مطلبی ضد و نقیض است چراکه در خبر آمده : شوراي عالي مديريت و برنامه ريزي اقتصادي درخواست وزارت نفت در خصوص تعيين قيمت عرضه گاز مايع LPG براي سوخت خودروها در داخل کشور را به استناد تبصره 1 ماده 8 آئين نامه اجرايي تبصره 13 قانون بودجه سال 1386 مورد بحث و تبادل نظر قرار داد و تصميمهايي اتخاذ کرد. و بر این اساس بیان شده است که وزارت نفت مکلف است پس از اعلام و اطلاع رساني کافي، از ابتداي دي ماه سال جاري درمراکز سوخت گيري، گاز مايع LPG صرفا به خودروهاي عمومي (تاکسي هاي دارانده امکانات استفاده از گاز LPG )، عرضه نموده و براي خودروهاي مذکور کارت سوخت مايع LPG صادر کنند. همچنين از تاريخ ابلاغ اين مصوبه، نصب تجهيزات استفاده از گاز مايع LPG براي کليه خودروها ممنوع مي باشد. با خواندن این مطلب مخاطب دچار سردرگمی میشود و نمی تواند بفهمد که بالاخره این گاز مایع چرا ممنوع شده است و چرا با ممنوع شدن نصب آن برروی خودروها میخواهند سهمیه ی بنزین را کاهش دهند ؟!! و اگر مخاطب جزء افرادی باشد که فقط به یک منبع خبری اکتفا نکند از تفاسیر رسانه های دیگر می تواند برای خود یک تحلیلی ارائه دهد که البته این نیز باوجود اطلاعاتی که در ذهن دارد بعید به نظر میرسد به تفسیر درستی دست پیدا کند و برای به دام نیافتادن باید ذهن خود را خالی از اطلاعات پنداشته و همچنین متن را خارج از موقعیتی که دارد بررسی کند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 15:29 توسط عاطفه مرآتی
|
|
||
|
|
|
|
|
در این پست به مسئلة ترافیک شهری و پارکینگ باتوجه به 5 تفکر نقطه ای، خطی، سطحی، حجمی و فرا حجمی پرداخته می شود. تفکر نقطه ای تفکری است که فقط یک مقوله را می بیند و قدرت تحلیل عوامل متعدد را برای یک نقطه ندارد یعنی نمی تواند دو نقطه را به هم پیوند دهد و در واقع نوعی نگاه توصیفی به پدیده دارد. ترافیک شهر تهران این روزها که به عید نوروز نزدیک تر می شویم هرچه بیشتر خود را نشان می دهد و تهرانی خلوت و بدون ترافیک تبدیل به آرزو شده است اما این روزها و در مدیریت جدید شهری تلاش هایی برای تلطیف محیط شهری در حال انجام است؛ یکی از مشکلات افزایش ترافیک و خودروها در خیابان های پایتخت کمبود جای پارک برای خودروهاست که این کمبود جا، خود بر افزایش حجم ترافیک می انجامد چراکه ما شاهد آن هستیم که در گوشه و کنار خیابان علاوه بر دوبله ملت سوبله نیز پارک می کنند!!!! تفکر خطی تفکری است که قدرت وصل نقاط به یکدیگر را دارد ولی دارای قدرت تحلیل کمی است. توقف های دوبله و بیش از آن در حاشیه خیابان ها، راه اصلی خیابان را باریک کرده و نتیجه ای جز افزایش ترافیک را ندارد.شاید پارکینگ طبقاتی تیر خلاصی برای معضل ترافیک به نظر آید. تفکر سطحی تفکری است که سطح یک ماجرا را می تواند ببیند و در قالب آن سطح می تواند نقاط مختلف را به هم متصل کند و دارای قدرت تحلیل بیشتری است یعنی برای دیدن چرایی یک پدیده چندین نقطه را مدنظر قرار می دهد. علاوه بر ایجاد پارکینگ طبقاتی که گفته شد به نظر میرسد راه های جدیدتر و ساده تری نیز وجود دارد، البته هرچند با ساخت پارکینگ و تمهیدات دیگر در شهر برای پارک ماشین ها جا باز می شود اما نه تنها مشکل را حل نمی کند بلکه میزان تقاضا را روز به روز افزایش می دهد و با شهروندانی خوشحال از این که برای رفت وآمد می توانند از وسیله شخصی خود استفاده کنند مواجه می شویم و دیگر کسی به این فکر نخواهد کرد که قرار بود شهر جای تردد باشد نه ترافیک و آلودگی و... . تفکر حجمی تفکری است که در عمق حرکت می کند و یک لایه را به لایة دیگر وصل میکند و تاریخی نگاه می کند و بین دوره های مختلف پیوند می زند. تفکر فراحجمی تفکری است قدرت آینده اندیشی دارد. احداث پارکینگ راه حل اول و آخر نیست زیرا احداث پارکینگ خود هزار مشکل جانبی مثل ترافیک و افزایش تقاضای سفر را به دنبال دارد، در ابتدا احداث پارکینگ طبقاتی به عهدة سازمان حمل و نقل و ترافیک بود برای همین این سازمان در نقاط جاذب سفر تهران مثل بازار، مراکز اداری و... پارکینگ های متعددی بنا کرد، و طرح زوج و فرد را نیز در مناطق پر ازدحام اجرا نمود که این طرح خود موجب افزایش بار سنگین ترافیک و معضل جای پارک خودروها را در پشت منطقة طرحی به همراه داشته است. البته توسعه مترو و سیستم های مکمل مثل اتوبوس رانی کمک قابل توجهی به رفع این مشکل می کند که در دراز مدت محقق خواهد شد.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 22:39 توسط عاطفه مرآتی
|
|
||
|
|
|
|
|
رسانه پيام است[۱]؛ اين عبارت پيش شناختی است از عصری تازه که با پيدايش الكتريسيته آغاز شد كه انسان توانست به مدد آن اطلاعات را ذخيره و انبار نمايد و اين امكان زيربناي عصر رسانهها را پي افكند. پيامدهاي فيزيكي و اجتماعي رسانههاي ديداري و شنيداري جديد و همچنين آغاز عصر اتوماسيون و اطلاعات، موضوع اين طبقه جديد علمي يعني نظريه رسانهها هستند. فن و رسانه به گونهاي متغير برفرهنگ و جامعه و بدين وسيله بر نوع و شيوه مخصوص ما از ادراك جهان تأثير ميگذارند.[۲] فلسفه رسانه بازتاب دهنده گذرگاهها و ميانبرهايي است كه به صورت تاريخي و پيش از همه با به كار گرفتن خط، پيشرفت چاپ، دورنماي محوري و در نهايت رسانههاي ديداري و شنيداري و رايانههاي ديجيتال را در ارتباط با هم قرار ميدهد. تغييراتي كه در نحوه ذخيره ساختن و تبادل اطلاعات پديدار گشته به تمام هستي انساني مربوط ميشود و در ارتباط با ادراك مكان و زمان و ارتباطات بين انساني قرار دارد.[۳] |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 16:2 توسط عاطفه مرآتی
|
|
||